چرااقتصادکشورگروگان سیستم بانکی است؟

ناصر کاظمی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :بانک مرکزی سال قبل ؛ دستورالعمل سود ۳۰درصدی بانکی اعلام نمود
دستورالعمل انتشار گواهی سپرده خاص که به شبکه بانکی ابلاغ شده است.

بانک‌ها می توانند برای تامین “سرمایه در گردش طرح‌های با بازدهی بالا” اقدام به انتشار این اوراق نموده و در پایان دوره مشارکت، “سود قطعی” نیز علاوه بر سود علی‌الحساب ۳۰ درصدی به خریداران این گواهی سپرده در شعب بانک‌ها پرداخت می‌شود.

برخی کارشناسان  ساده لوح در توجیه این اقدام بحران ساز بانک مرکزی اذعان دارند؛

به لحاظ اینکه بازار برای حداکثر سازی سود پس انداز کنندگان ،به سرمایه‌گذاری و دلالی روی دلار و طلا ترغیب شده که طبیعتا باعث ادامه تورم در این دو بخش خواهد شد!

دادن سود ” منطقی بانکی” و هدایت ” سرمایه‌‌های مردم به سمت سپرده‌های بانکی” تا حدودی می‌تواند به این وضعیت سروسامان بدهد.

لذا آنها یکی از راه‌ها‌ی هدایت سرمایه‌های مردم را هم فروش اوراق گواهی سپرده بانکی خاص با سود بالا می دانند.

در ادامه بانک مرکزی هم سراغ گزینه فروش اوراق گواهی عام سپرده بانکی با سود ۳۰ درصد به مردم رفته است!.

به نظر می‌رسد این تصمیم برای کنترل قیمت دلار و جمع آوری نقدینگی از جیب مردم و هدایت آن به سمت سپرده‌های بانکی به جای جولان در بازار دلار و طلاست!

در همین راستا نکاتی را به عرض میرسانم؛

یک- به نظر می‌رسد نرخ سود ۳۰ درصدی مبنایی برای تعیین نرخ سایر بازار‌ها خواهد شد و اثر تورمی شدیدی را خواهد گذاشت.

دو- اولین اثر  انتشار گواهی سپرده ۳۰ سبب خواهد شد تا درصدی از بازار سهام متاثر و باعث کاهش قیمت سهام و ریزش این بازار خواهد انجامید.

سه- نرخ بهره بالا حتی در سیستم اقتصاد ربوی، زمانی می‌تواند  تورم را کنترل کند که منابع مستقیما به سمت تولید رفته و باعث افزایش عرضه محصولات و ارزش افزوده گردد، نه در سیستم بانکی که تمام استعدادش حداکثر سازی سود سهامدارانش به هرقیمتی از طریق بنگاه‌داری است.

تجربه تلخ  سیستم بانکی نشان داده است که بانکها(بویژه بانکهای خصوصی) پایبند به هیچ اصول علمی فقهی مردمی و تکالیف قانونی نیستند و بعید است در این طرح جدید گواهی سپرده خاص نیز باری از دوش مردم برداشته شود که دلایل آن روشن است:

الف-   توزیع نامتوازن و سلیقه ای منابع جذب شده بابت شرکت داری و بنگاهداری و شرکا و سهامداران عمده و هیات مدیره بانکها در تار و پود بانکها تنیده شده است.

ب- بانک مرکزی ابزار و اقتدار کافی و اراده لازم در جهت نظارت  دقیق بر کم و کیف و نحوه عملیات بانکهای عامل را ندارد.

ج- ناترازی بانکها و حجم سنگین مطالبات معوق و دارائیهای منجمد، کارایی و کارآمدی بانکها را تحت الشعاع قرار داده است و آنها معمولا به مدد تورم های جهشی و تجدیدارزیابی ها به اصلاح ترازنامه ای می نمایند که فقط  تاثیر شکلی و حسابسازی دارد.

چهار- هنگامیکه نرخ بهره جذب گواهی سپرده بانکی حداقل ۳۰ درصد باشد به ناچار نرخ تخصیص تسهیلات از محل منابع مذکور ،حداقل بالای ۳۵ درصد خواهد بود و واحد تولیدکننده برای پرداخت تامین مالی ۳۵ درصدی، حداقل بایستی بازدهی و سود ۵۰ درصدی داشته باشد تا علاوه بر تحمل هزینه تامین مالی، سایر رشد هزینه های جاری و سود مورد انتظار خود را نیز پوشش دهد.
به معنای صحیح تر حداقل افزایش قیمت محصولات تولیدی بالای ۵۰ درصد خواهد بود.

پنج- در اجزای ترکیبی نرخ تورم انتظاری، مهمترین عنصر نرخ بهره بانکی است.
وقتی نرخ بهره تامین مالی ۳۵ درصد باشد یقینا سایر عناصر تورم ساز نظیر:

تحریمها، سوداگری در بازار ارز و طلا ، افزایش قیمت تمام شده محصولات تولیدی، تورم انتظاری ، بی نظارتی ها و….نیز فعال شده و نرخ تورم را حداقل به ۵۰ درصد خواهد رسانید.

.شش- یکی از دلایل انتشار اوراق گواهی سپرده ۳۰ درصد جمع آوری نقدینگی بمنظور عدم اخلال در بازار ارز و طلا عنوان شده است که از اساس فاقد توجیه است چرا که:

اولا کلیه سپرده های بانکی کوتاه مدت و بلندمدت و حتی اوراق گواهی سپرده عندالمطالبه هستند و تنها تفاوت آنها در نرخ شکست سودی است. لذا هر لحظه سپرده گذار بخواهد از طریق منابع خود تغییر سرمایه گذاری بدهد آزاد است.

ثانیا مدیریت بازار طلا و ارز اهرم فشاری بالاتر از کنترل نقدینگی و یا عرضه و تقاضا می طلبد و آن حضور با برنامه و منسجم بخش اتحادیه و انتظامی دولت است تا از ایجاد بازارهای سیاه و غیررسمی پیشگیری نماید.

ثالثا آنچه مسلم است پیامد سریع انتشار گواهی سپرده و منابع خرید آن، از طریق جابجایی سپرده های جاری و سرمایه گذاری موجود بانکها صورت می پذیرد و منابع ثالث و جدیدی در بازار وجود ندارد که به این امر تخصیص یابد!

ممکن است در کوتاه مدت سرعت گردش پول را تا حدی محدود نماید اما ارزش تحمیل سنگین این حجم از تورم و اخلال در قیمتها را نخواهد داشت!

هفت- مهمترین پوست موزی که لیبرالهای ریشو دولت و مجلس انقلابی و (بویژه تیم پولی بانکی و کمیسیون اقتصادی ) زیر پای دولت سیزدهم در سه سال قبل گذاشته اند از نوع بهره بانکی است!

به نحوی که روند صعودی نرخ بهره بانکی در دولت شهید رئیسی ،شهید جمهور و شهید خدمت (که مجاهدانه و سر سختانه یک تنه علیه مشکلات و اختلاسها و مفاسد کلان جامعه، کار و تلاش شبانه روزی می نمود)

عبارت بود از:
نرخ سود ۱۸درصدی اوراق در سال ۱۳۹۹،
نرخ سود ۲۳درصدی اوراق در سال ۱۴۰۱
نرخ سود حداقلی ۳۰درصدی اوراق در سال ۱۴۰۲.

متاسفانه این بالاترین نرخ سودی است که تا امروز در شبکه بانکی به حساب‌های سپرده تعلق گرفته است.

حقیقتا به بازی گرفتن احکام الهی(که بهره و ربا را جنگ با خدا و رسول خدا دانسته) و سیستم پولی و اقتصادی دولت و مجلس انقلابی وقعی به آن نمی نهند، ره آوردی جز فقر و فلاکت و تباهی و مشکلات تلنبارشده اقتصادی اجتماعی فرهنگی در پی نخواهد داشت؟!

انتظار است دولت چهاردهم و آقای دکتر پزشکیان رئیس جمهور محترم، در اولین و مهم‌ترین گام خود به اصلاح ساختاری و ماهیتی سیستم بانکی بپردازد تا امکان و بستر ساماندهی موانع اقتصادی فراهم گردد و گرنه بدون تطهیر ربوی سیستم بانکی ، هیچ امیدی به ثبات و آرامش و رفاه اجتماعی نمی باشد.

…دشمن دانا بلندت می کند
بر زمینت می زند نادان دوست

ارادتمند
ناصر کاظمی

۲۶ مرداد ۱۴۰۳

ناجی آرامش بخش وثبات اقتصادی حذف بهره بانکی است

ناصر کاظمی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :

یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ یَنصُرۡکُمۡ وَیُثَبِّتۡ أَقۡدَامَکُمۡ

با سلام و ادب و احترام به استحضار میرسانم؛
مستحضر هستید طشت ناکارآمدی و مقصر بودن سیستم بانکی در سقوط ارزش پول ملی، تورم آفرینی، بنگاهداری، توزیع فله ای و سلیقه ای منابع مردم، اختلال در بازارهای ارز و طلا و مسکن، حضور موثر در اختلاسهای نجومی و….
که مجموعه آنها آسیبهای عمیقی بر پیکره جامعه اسلامی روابط اقتصادی اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی ام القرای اسلام ناب محمدی ایجاد نموده است.

امروزه نه تنها بر نخبگان فکری و اجرایی جامعه، بلکه بر مردم عادی نیز مسجل شده است، بزرگترین و اصلی ترین مانع تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی ، انحصار گرایی و خودمختاری و غبار آلود نمودن بازار مسلمین، توسط نظام بانکداری موجود می باشد.
در همین راستا کمپین مبارزین ضد ربوی، مشی خود را در هنگامه انتخابات مجلس شورای اسلامی به شناسایی و حمایت نامزدهایی که منادی و مجری بهره بانکی صفر درصد هستند متمرکز نموده است.

شاید برای برخی این ابهام باشد که چرا در فهرست مطول مشکلات معیشتی، مسکن، ازدواج و اشتغال و تورم های صعودی و….. فقط موضوع “بهره بانکی صفر درصد” باید شعار و محور و اولین برنامه تقنینی و اجرایی نمایندگان مجلس دوازدهم باشد!

لذا در ادامه مواردی را در زمینه ضرورت اجرای “بهره بانکی صفر درصد” فهرست وار تقدیم می نمایم:

یک- بهره بانکی باید حذف شود چون؛ خدای متعال در آیات ۲۷۵ و ۲۷۶ و۲۷۸ و ۲۷۹سور مبارکه بقره و آیه ۱۶۱ سوره مبارکه نسا و آیات ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره مبارکه آل عمران به تبعات مهلک رباخواری پرداخته  و برای مومنین پرهیز و حذف معاملات ربوی را تکلیف فرموده است.

دو- بهره بانکی باید حذف شود چون؛ جنگ با خدا و رسول خداست و چیزی غیر از هلاکت و فلاکت و نابودی در انتظار جامعه ربا زده(حتی مسلمین)نخواهد بود.

سه-بهره بانکی باید حذف شود چون؛
اصلی ترین عنصر اجزای تورم است. بدیهی است اگر بهره بانکی صفردرصد گردد حداقل ۸۰ درصد نرخ تورم ساقط خواهد شد.

چهار- بهره بانکی باید حذف شود چون؛ خلق پول از هیچ ممنوع شده و جولانگاه انحصاری بانکها (بویژه بانکهای خصوصی) در بازار پول نیز مسدود خواهد شد.

پنج- بهره بانکی باید حذف شود چون، دست بانکهای خصوصی بدون هیچ مزاحمتی و خودجوش از چنبره اقتصاد کشور قطع خواهد شد.

شش- بهره بانکی باید حذف شود چون؛ رشد نقدینگی و دلالی و سوداگری و اختلال در بازارهای ارز و طلا و مسکن برچیده خواهد شد.

هفت- بهره بانکی باید حذف شود چون؛ ،ربا موجب زدودن برکت در جامعه شده و لطمه به اعتبار و اعتماد و روابط خانواده ها زده است.

هشت- بهره بانکی باید حذف شود چون؛ نه تنها اختلالات کلان و اختلاس آفرینی نجومی تکرار نخواهدشد، بلکه به توزیع عادلانه منابع قرض الحسنه بانکی بین متقاضیان خواهد انجامید.

نه-  بهره بانکی باید حذف شود چون؛ هزینه های تامین مالی تولید کنندگان و فعالان اقتصادی صفر خواهد شد، همانگونه که در کشورهای موفق پیشرفته نیز بهره بانکی به سمت صفر شدن میل می نماید(نه اینکه مانند بانکداران کشور عزیز ما نرخ بهره بانکی را با سمت ۱۰۰ میل نمایند)

ده- بهره بانکی باید حذف شود چون؛ طاقت جامعه از تشنج آفرینی اقتصادی و بورس بازی و بنگاهداری بانکها به طاق رسیده است.

یازده- بهره بانکی باید حذف شود چون؛ هزینه های ازدواج و بحران اشتغال را مهار و به تقویت ارزش پول ملی خواهد انجامید. پول مملکت اسلام از محاق رفتن(کوچک شدن) نجات می یابد.

دوازده- بهره بانکی باید حذف شود چون، درهای رحمت و نعمت خداوند متعال باز و به گشایش گره های کور جامعه خواهد انجامید.

سیزده- بهره بانکی باید حذف شود چون ؛ بخش قابل توجهی از نقدینگی بانکها آزاد و در بازار و تولید و کار آفرینی رونق ایجاد خواهد نمود.

چهارده- بهره بانکی باید حذف شود چون سبب امید افرینی آحاد جامعه (بویژه محرومین و مستضعفین)از طریق پاکسازی اقتصادی و تثبیت قیمتها و همچنین ناامیدی فرصت طلبان و نزولخواران رسمی و غیر رسمی داخلی خواهد شد.

پانزده- بهره بانکی باید حذف شود چون به هشدارهای فقهای گرانسنگ و دلسوزان انقلابی بعد از چهار دهه توجه نموده و اسباب اجابت دعاهای خیرخواهانه مراجع تقلید بزرگوار را فراهم خواهد نمود.

شانزده- بهره بانکی باید حذف شود چون باعث شناسایی سره از ناسره و پالایش حقیقی خادمان و خائنان و فرصت طلبان در سیستم بانکی خواهد شد و حساب کارکنان زحمت کش و امانت دار نظام بانکی همچنان محترم خواهد ماند.

هفده – بهره بانکی باید حذف شود چون هیچگونه خلایی در ماموریت اصلی بانکها در بخش جذب و یا تخصیص منابع و خدمات حواله ای و اعتبارات ارزی و ریالی و ضمانتنامه های بانکی ایجاد نخواهد نمود.

بهره بانکی باید حذف شود چون…
بهره بانکی باید حذف شود چون….
بهره بانکی باید حذف شود چون….

شهید مظلوم آیت اله دکتر بهشتی در تبیین نحوه مبارزه با نزولخواران و مروجان عملیات ربوی می فرماید :

” نتیجه، اینکه از هیچ چیز نترسیم، سر راست و مستقیم و قاطع بگوییم: ربا با همه اقسامش حرام است و از ابتلاى به هیچ مشکلى نهراسیم، این مشکلات را کم بهرگى ما از دوراندیشى، در پیش نظرمان مجسم کرده، کم بهرگى ما از ابتکار و راه حل یابى بر سر راه زندگیمان آورده است و تسلیم آن شده ایم و به دنبال هر تسلیمى، مشکلاتى تازه تر، سهمگین تر، و زهرآگین تر به دست خودمان براى خودمان ساخته ایم و با هستى خود خریده ایم.”

خلاصه اینکه بزرگواران و نمایندگان خادم و خالص و سفیران مهد شهدا بدانید و آگاه باشید هم اکنون خوشبختانه از استان اصفهان فکور و مبارز، خبرهای خوش و فرح بخشی در زمینه ترویج و استقبال از بهره صفر درصد بانکی به گوش میرسد، لذا از شمای معزز نیز با عنایت به دو نکته ذیل در همین زمینه انتظار مضاعف است:

الف- با حذف بهره بانکی از نظام اقتصادی نه تنها تسلیم کامل در جنگ باخدا و رسول خدا شده ایم، بلکه دریچه های نزول رحمت و برکت و معجزات حضرت پروردگار در حل مشکلات خرد و کلان داخلی و خارجی عیان خواهد شد و عاجزانه مدد آن قادر بی مثال را طلب نموده ایم.

ب- همانگونه که  امام راحل در خلال هشت سال دفاع مقدس  فرمودند: ملت ایران، در این جهاد مقدس چه کشته شوند و چه دشمن زبون را بکشند پیروزند، شما جهادگران اقتصادی نیز باور داشته باشید؛ اگر فقط یک هدف در مجلس آینده داشته باشید و آن تصویب بهره صفر درصد در بانکها و یا حذف بهره از سیستم بانکی باشد، بقیه مشکلات اقتصادی اجتماعی به سرعت سامان خواهد یافت(چو صد آمد نود هم پیش ماست!)
و چنانچه با این نیت خیرخواهانه عزم و اراده و شعار انتخاباتی شما باشد، چه موفق به جذب اکثریت آرا گردید و چه نگردید، یقینا نزد خداوند متعال ماجور و دارای پاداش ابدی خواهید بود.
ان شاالله.

” ‌اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر [دین] خدا را یارى کنید، [او نیز] شما را یارى می‌کند و گام هایتان را استوار مى‌سازد.” (آیه ۷ سوره مبارکه محمد)

و من الله التوفیق
ارادتمند ناصر کاظمی
۶ مرداد ۱۴۰۳

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد

مشکلات اقتصاد کشور ماوراه کارهای اساسی برون رفت،باپشتیبانی صنعت کشوراز اولویتهای اقتصادی

با یک نگاه سریع و محاسبه سرانگشتی مراحل تلاش‌های اقتصادی کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی باهمه درایتها و تخصصهای مدعیان دانائی دانش اقتصاد، نه تنها مشکلات عمیق دوران طاغوت پهلوی برطرف نشده ، با اینکه اقتصاد کشوراز تک محصولی متکی به صادرات نفت خام و سایر منابع زیر زمینی کشور که سرمایه های ملی متعلق به همه ملت ایران است نجات یافته، اما مشکلات تورم ، فرو ریزی ارزش پول ملی ، شکاف طبقاتی عمیق غیر منطقی ، و دلال بازی مافیائی در توزیع ، مقابله با تولید سالم ، رانت خواری ویژه خواری درصادرات واردات وتصمیمات نادرست پولی مالی وتعیین رابطه پول ملی و ارزهای خارجی بویزه با دلار امریکا که اقتصادکشور بدلیل اقتصادی نفتی وابسته به آن بوده است همچنان ارزخواری غارتگران سیاسی واقتصادی توسط نفوذیدهای اژدهای هفت سرفساد سیاسی اقتصادی احزاب چپ وراست والتقاطیون بنفش شریک فراماسونهای طاغوتی، که پنهانی درون اقتصادکشور باتشکیل گروههای اقتصادی مافیای حزبی ، فامیلی مانند دوران طاغوت پهلوی به غارتگری در اقتصاد و مقابله با اصلاح واقعی اقتصادملی مشغول هستند و موذیانه باسوء استفاده از عدم آگاهی حقیقی مسولین بنام تخصص در اقتصادکشور همچنان مشغول دست اندازی به اموال عمومی بنام خصوصی سازی وایجاد و توسعه مناطق آزاد اقتصادی و…بوده هستند، وهیچ مشکلی ازمشکلات اقتصادی مردم واقتصاد ملی را حل نکرده، بلکه مشکلات غارت بیشتر وفسادفرهنگی نظام ننگین سرمایه داری ومصرفی غرب متوحش را به مردم تحمیل کرده اند، تارهبرهوشمند انقلاب اسلامی بارها به این مهم اشاره و تاکید فرمودندکه راه برونرفت از مشکلات اقتصادی رفع موانع تولید ملی و گسترش تولید ملی واصلاح ساختارهای اقتصادی است و لیکن مسولین بدلیل عدم درک درست از موضوع و یا خدای نخواسته آلوده بودن خود یا خانواده و نزدیکانشان نتوانسته ویا نخواسته اند درجهت حل این مشکلات اقدام موثری بعمل آورند؛ دراین موضوع مهم همچنان رهبر انقلاب اسلامی باتوجه به تحریمهای ظالمانه غارتگران بین الملی غربی،راهکار اقتصاد مقاومتی متکی به تولیدات داخلی و ایجاد بازارهای مشترک مرزی با ۱۶ کشور همسایه که خود بازاربزرگ مصرف انواع تولیدات کشور ما می باشند و تولیدات ایشان نیز بخشی از نیازهای ما را تامین می کند،بهترین راهکارهمزیستی مسالمت آمیز همسایگی و زندگی برادرانه ومهربانان وهم افزائی منطقه ای می باشد را پیشنهاد هوشمندانه کرده که در این خصوص هم کوتاهی و کج فهمی همچنان دیده میشود، که وجود دارد. در هر صورت مشکل اصلی اقتصاد ملی کشور با اینکه تلاش‌های خوبی هم انجام گرفته است اماهمچنان مشکلات پابرجا مانده نشانه این است که برنامه ریزی های بخشی قادر به حل مشکلات نیست؛ بنابر این دقت در این موضوع حیاتی به ما می آموزد که اشکال اصلی در اقتصاد کشور فقدان راهبردعمومی هم آهنگ در اقتصاد کلان کشوراست که ابتدا باید این مشکل حل شود ، از آنجا که برابر گزارشات و برآورد قالب اقتصاد دانان جهان بزرگ ترین مشکل اقتصاد جهانی در قرن اخیر را تامین غذا باتوجه به گسترش جمعیت جهان می دانند عاقلانه این است که پایه اقتصاد کلان کشور را کشاورزی دامپروری و آبزیان و زنبورداری و کلیه موارد تامین غذا را مبنی اقتصاد تولیدی قرار دهیم و برابر شعارامسال اعلام شده هوشمندانه رهبر اندیشمند انقلابداسلامی و نایب امام زمان، مردمی سازی اقتصاد کشور، گسترده ترین میدان مردمی سازی اقتصادتولیدی میدان اقتصادی کشاورزی ودامپروری وطیور و آبزیان وزنبورداری و … است که باعث تظمین غذای سالم تحت نظارت مسولین تخصصی کشورمی باشد که قبلاهم تذکرداده شده است ، این حوزه فعالیتی مشروط براینکه موانع متعددغیرتخصصی و رانت خوارانه آن برطرف گردیده وهدفمند برنامه ریزی و پشتیبانی شودبخش عمده مردمی سازی اقتصاد را پوشش می دهدو امکان فعال نمودن اکثریت قالب مردم را باتوانهای مختلف ممکن می سازد وباعث رونق روستا ها نیز می‌شود و از توسعه غیر منطقی شهرنشینی مصرف زده نیز جلوگیری می کند؛ وقتی این روش راهبردی نجات بخش را پایه اقتصاد کشور قرار دادیم ، جهت حرکت صنعت کشور هم روشن گردیده و از پراکنده کاری های کم اثر نیز جلوگیری می‌شود و با مکانیزه کردن و علمی کردن کشاورزی و دامپروری صنایع مختلف پشتیبان تولید کنندگان مواد غذائی از کاشت وداشت و برداشت و تبدیل به احسن کردن به انواع محصولات تا بسته بندی و نگهداری با کمترین ضایعات تاتوزیع درست و مصرف همچنین صادرات شکل گیری میشود واین روش خط فعالیت صنعت کشور در الویت یکم را نیز مشخص می کند وازاسراف آب و انرزی بیهوده در تولیدات هم جلوگیری می کندو بازارانواع صنایع نیزبطورگسترده فعال می گردد ، پس از این حوزه ارزشمندپرسودوحیاتی دومین داشته عمومی کشور منابع زیرزمینی خدادادی کشوراست که بایدصنعت کشوردرپشتیبانی ازآن قرارگرفته مشروط براینکه صنعت فقط در استخراج وخام فروش فعال نباشد بلکه درصنایع پائین دستی هم‌ بطور گسترده فعال گردید که مواد اولیه های معدنی مختلف بصورت آخرین کالاهای مصرفی جهت عرضه در بازارهای داخلی ، منطقه ای و فرامنطقه ای بابهترین کیفت هم ممکن گردیده ودراین بخش نیزمیدان فعالیتهای گسترده کار وتلاش و نوآور فراهم گردد؛ودروالویت سوم نیز صنایع کشور در پشتیبانی ایجادصنعت حمل نقل عمومی دراولویت یکم قرار گرفته و سامانه های حمل ونقل کشور را بهینه سازی روان‌تر سازی وبالابرد حجم حمل و نقل را افزایش شبکه ریلی جادهدای و هوائی و دریائی بسیاربیشتر ازاین که این هم شدنی است و هم‌میدان بسیار گسترده کاری برای مردمی سازی اقتصاد را می تواند پوشش دهد، و در الویت چهارم توسع مسکن و خانه سازی وآبادانی روستاها و شهرها وراهدهای وپلها و…. بصورت هم آهنگ وهدفمندکه صنایع کشوربه موازات دیگرالویتهای میدان کاری بسیار گسترده دیگری است در جهت مردمی سازی اقتصادکشور که بایددر دستور کار برنامه ریزان کشور قرار گیرد اگر این مسیر را بادهوشمندی وشجاعت درپیش بگیریم بسیاری از این مشکلات قابل رفع است که پایه واساس آن بارفع موانع غیر منطقی و غیر تخصصی دستگاه های مختلف که بدست نمایندگان هوشمند و متعهدبه مردم و انقلاب اسلامی بدور از شعارهای توخالی باید قانونمند تسهیل کنند شود انشاالله / رضا افروز

آیابهترنیست دولتمردان لبنان بجای التماس از قاتلان مردم لبنان سامانه پدافند برای لبنان تهیه کنند؟

سامانه پدافندی مطمئن باور۳

آیا عاقلانه ترین راه برای دولتمردان لبنان که تا تشکیل نهاد سیاسی دفاعی مردمی حزب الله که در اوج اشغالگری لبنان و جنگهای داخلی ویرانگر، گروه های وابسته به قدرتهای منطقه ای مزدور غرب وحشی و جنایتکاران فرامنطقه ای غربی همدست تروریسم جنایتکاران رژیم تروریستی و کودک کش صهیونیستی اسیر کشتار جمعی مردم لبنان و توسط گروه های وابسته مذکور واشغالگری رژیم تروریست اسرائیل اشغالگر بود و حزب الله لبنان تنها سازمان مردم نهاده‌اند برای دفاع فداکارانه از ملت لبنان بدون طائفه گرائی غیر اعلانی از مرزهای لبنان دفاعدمشروع ایثار گرانه و قهرمانانه کرده و می کند، که در نبرد اخیر با تصمیم اشتباه دولت لبنان دچارمحدویت گردیده که قطعا اشتابه بزرگی است که ملت لبنان و تمامیت عرضی لبنان را تهدید می کند، به فکر تهیه سامانه پدافندی قدرتمند وپاسخگوی تعهدات رژیم تروریستی اسرائیل باشد؟ به‌جای اینکه مرتبا از قاتلان و همدستان قاتلان مردم لبنان التماس رسیدگی وجلوگیری از جنایات بوسیله تجاوزات هوائی را بکنندعاقلانه تر این نیست سامانه پدافندی مطمئن را برای ملت لبنان تهیه کنند ما به کشور برادر لبنان پیشنهاد می کنیم که با تهیه سامانه پدافندی باور۳ امنیت هوائی را برای مردم شرافتمند وقهرمان لبنان فراهم نمائید امید است که جنایتکاران را از ادامه جنایات کودک کشی و کشتار غیر نظامیان بازدارید انشاالله / رضا افروز

عقل میگویدآزموده را آزمودن خطاست

چرا مذاکره با آمریکا چه مستقیم چه غیر مستقیم نه عاقلانه است و نه هوشمندانه است و نه شرافتمندانه ، دلایل عقلی این گزاره چیست؟ اولا مذاکره غیر مستقیم ازدوران دولت سازندگی مرحوم هاشمی رفسنجانی مبتکر دادن جام زهر به امام راحل در اخرهای جنگ و آتش بس ۵۹۸ آغاز گردیدکه نتیجه اش ورودغیرقانونی مک فارلین به ایران وکک کلید مشهوری بود که آقای وردی نژاد تحویل گرفت وبرخوردحضرت امام ره باعث برهم خوردن بخش اول مذاکره غیر مستقیم با آمریکا شد سپس دوباره در دوران رهبری حضرت امام خامنه ای آقای حسن روحانی با ارتباط غیر مستقم در وین و سپس کاخ سعد ابادو ادامه آن مذاکرات به دادن امتیازات یک طرفه با توجیه اعتماد سازیهای ساده لوحانه بارحقوقی نادرستی را به ملت ایران تحمیل کرد، و ادامه همین روندنادرست به مذاکره مستقیم با۵+۶ انجامید و برجام پوچ حاصل آن مذاکرات غیر مستقیم و مستقیم که خسارت محض با ارزیابی رهبر هوشمند و عبور از خطوط قرمزها توسط ظریف بی سوادکه مدعی زبان دانی سیاسی وادبیات دیپلماتیک و تسلط به زبان انگلیسی بود مکانیسم ماشه را به ملت تحمیل کرد و هیچ یک از تحریم‌ها نیز برداشته نشدکه هیچ بلکه افزایش یافت و بلاخره توسط ترامپ دیوانه قراردادپاره شدوامروز پس ازتجربیات تلخ برهم زدن قرار داد برجام پوچ و جنایات مشترک با انگلیس وامریکاو صهیونیسم درترور شهیدان سلیمانی، شهید فخری زاده وشهید اسماعیل هنیه مهمان ج ا ا و شهید یحی سنوار شهید سید حسن نصرالله سید هاشم .. وسرداران شهیدسپاه ومردم غیر نظامی مظلوم فلسطین ولبنان بویژه زنان و کودکان غزه ورفح والخلیل وسوریه ویمن دراوج جنایات منطقه ای وتهدید انقلاب اسلامی و ایران مقتدرونامه پرانیهای ابلاغ گونه یا جنگ یا صلح تحمیلی که درواقع تسلیم دلت بار می باشد نموده که ابلهان بی خرد سیاسی هول کرده ساده لوحانه بلکه احمقانه اعلام آمادگی برای مذاکره ذلیلا با شعارهای سازشکارانه را مطرح کردن نشانه بی درایتی و غیر عقلانی بودن اظهارات و اقدامات آنها است غی هوشمندانه بودن نظرات و رفتارهای ایشان است، آیا این مواضع با توجه به سابقه تاریخی بدعهدی های واسطه های اروپائی وخودترامپ دیوانه قاتل در دوره قبل و جنایات ادامه دار آمریکا و سگ هار آن اسرائیل خونخوارشراعتمندانه است آیااین صداهای ناهنجاری از فرمایش رهبر هوشمند عاقلانه وهوشمن است، هوشمندانه است و آیا شرافتمندانه است؟!!!!!!/😳😳😳😏 ذره‌بین حقیقت