هفته پیش کتابی با عنوان
«Regime Change: Inside the Imperial Presidency of Donald Trump»
(تغییر رژیم) به قلم هابرمن و سوان از خبرنگاران افشاگر در آمریکا منتشر شد که جنجالهای فراوانی از اطلاعات لو رفته ترامپ به دنبال داشت.
بحث هایی درباره چگونگی نشت این اطلاعات تا عصبانیت ترامپ بابت عمومی شدن اطلاعات محرمانه کاخ سفید و اپستین و جنگ ایران و حتی بیماری پوستی او.
در دو فصل مهم از این کتاب به جزئیات جدیدی از هفتههای منتهی به جنگ آمریکا علیه ایران، پرداخته شده است.در یک بخش آمده است:
دو هفته پیش از آغاز حمله دوم ایالات متحده علیه ایران در بهمن ۱۴۰۴، حلقه کوچکی از مشاوران! ترامپ در کاخ سفید تشکیل جلسه دادند.
در آن روز نتانیاهو نیز در جلسه حضور داشت و برای ترامپ یک پیجر لبنانی از جنس طلا هدیه آورده بود تا با یادآوری عملیات انفجار پیجرهای حزب الله، نبوغ خود را به رخ آمریکا بکشد.
او در ابتدای صحبتهایش با اشاره به اعتراضات داخلی دی ماه ۱۴۰۴ در ایران و آتش زدن پرچم ایران در دانشگاهها و توهین به تصویر رهبر ایران، کلیپهایی را به نمایش گذاشت و برای اعضای جلسه کاخ سفید استدلال کرد که ایران برای تغییر رژیم آماده است و یک حمله مشترک آمریکایی- اسرائیلی میتواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند.
او در جایی از این ارائه، ویدئویی پخش کرد که شامل مجموعهای از تصاویر افرادی بود که در صورت سقوط جمهوری اسلامی، میتوانستند رهبری ایران را بر عهده بگیرند. از جمله آنها رضا پهلوی بود.
نتانیاهو و مشاورانش طرحی را ترسیم کردند که به گفته خودشان، پیروزی در چهار محور تقریباً حتمی بود:
۱ـ ترور رهبر ایران
۲ـ فلج کردن ایران برای تهدید پایگاههای آمریکا و اسرائیل در منطقه برای پاسخ متقابل
۳ـ قیام مردمی در داخل ایران
۴ـ جایگزینی رهبر غیردینی در ایران
موافقین و مخالفین با طرح نتانیاهو:
مقامات نظامی ایالات متحده به این نتیجه رسیدند که دو هدف اول مطرحشده در طرح اسرائیل – یعنی ترور رهبر ایران و فلج کردن توانایی ایران برای تهدید همسایگانش- دستیافتنی هستند.
اما دو هدف بعدی که نتانیاهو و تیمش مطرح کرده بودند -یعنی قیام مردمی در داخل ایران و جایگزینی دولت اسلامی با رهبری جدید سکولار- دستیافتنی نبودند.
مدیر سازمان سیا، برای توصیف سناریوهای تغییر رژیم از یک کلمه استفاده کرد: «مضحک است»
روبیو، وزیر امور خارجه، آن را اینگونه ترجمه کرد:
«این مزخرف است.»
ونس، معاون ترامپ، سرسختترین مخالف جنگ بود – و تنها کسی که استدلالی قوی علیه آن مطرح کرد.
پت هگست، وزیر دفاع آمریکا، مشتاقترین فرد بود.
او در ۲۶ فوریه، یک روز پیش از آنکه ترامپ دستور نهایی را صادر کند، به گروه گفت:
«ما بالأخره باید تکلیف ایرانیها را مشخص کنیم، پس بهتر است همین حالا این کار را بکنیم.»
سوزی وایلز، رئیس ستاد کاخ سفید، نگران بود که ایالات متحده در آستانه انتخابات میاندورهای، وارد درگیری در خاورمیانه شود.
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، نگرانیهای جدی درباره جنگ داشت و مدام به ریسکها اشاره میکرد:
کاهش مهمات، بسته شدن تنگه هرمز، دشواری پیشبینی واکنش ایران.
اما ترامپ نیز اغلب به نظر میرسید که فقط آنچه را میخواهد بشنود، میشنود.
ترامپ این ارزیابیها را شنید و از آن گذشت.
او گفت تغییر رژیم «مشکل خودشان» خواهد بود.
اما علاقهاش به کشتن رهبران ارشد ایران و از کار انداختن ارتش آنها، همچنان پابرجا ماند.
موافقین اما با دو استدلال ترامپ را برای همراهی با اسرائیل قانع کردند:
۱ـ موفقیت ترامپ در سرنگونی حکومت ونزوئلا
۲ـ عدم پاسخ کوبنده ایران به حملات گذشته آمریکا در خرداد ۱۴۰۴
همه اینها باعث شد تا ترامپ علیرغم نظر اولیه خود تجدید نظر کند.
وقتی مشاوران این احتمال را مطرح کردند که ایران میتواند تنگه هرمز را ببندد، ترامپ این احتمال را رد کرد و گفت:
«رژیم پیش از آنکه به چنین نقطهای برسد، تسلیم خواهد شد.»
نویسندگان کتاب در پایان اضافه میکنند که اخیراً ترامپ در جلسهای نتانیاهو را با الفاظ رکیکی یک کلاهبردار خوانده و گفته آنچه منظور او از تغییر رژیم در ایران عنوان میشد، فریبکاری نتانیاهو بوده است.
دکتر مالک شیخی
مدرس دانشگاه
